محمد مهدى ملايرى

330

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

مأمون رسيده و مأمون همه كارها را به او واگذار كرده بود و تا هنگام مرگ مأمون در سال 218 همچنان در وزارت او باقى بود . ابن نديم او را بليغ و مترسل و شاعر خوانده و دو كتاب از او نام برده يكى رسائل و ديگرى ديوان شعرش . « 1 » آداب الفرس و حكم الفرس آنچه در نوشته ابن طباطبا از جملهء چيزهايى كه سويد براى پيوستن به ديوان مرو فراگرفته بود با عنوان « آداب الفرس » ياد شده و در كتابهاى عربى آن زمان يا پيش از آن غالبا يا با همين عنوان يا با عباراتى همچون « آداب العجم » يا « حكم الفرس » و مانند اينها آمده ، معمولا به آن دسته از نوشته‌هاى پارسى گفته مىشده كه پس از ترجمه به عربى مؤلفانى كه خواسته‌اند با تفصيل بيشتر از آنها نام ببرند آنها را با عنوانهايى از قبيل ، رسائل و عهود و وصايا و توقيعات و امثله و حكم و سير و مكاتبات و مكايد خوانده‌اند . جاحظ هم در جايى كه خواسته از مجموع آثار پارسى ترجمه شده به عربى در كنار با آنچه از هند و يونان به عربى ترجمه شده به اجمال سخن بگويد اين مجموع را با عنوان آداب الفرس خوانده . « 2 » در اين مجموعه كه گاهى به اجمال و گاهى با تفصيل انواع آن در مآخذ عربى ياد شده همهء آن چيزهايى كه براى تربيت جوانان و آموزش دبيران و افزودن بر آگاهى و فرهنگ دولتمردان و فرمانروايان لازم مىشمردند يافت مىشد ، در آنها ادب و حكمت بود ، پند و اندرز بود . از تهذيب نفس و تزكيه روح سخن رفته بود . از نيك‌منشى و آراستگى رفتار و گفتار در آنها سخن‌ها بود و در خلال همهء اينها از آيين كشوردارى و رعيت‌نوازى و وظائف ديوانيان و پادشاهان و حقوق مردم بر آنان نمونه‌هاى فراوانى يافت مىشد و گرچه غالب

--> ( 1 ) . الفهرست ، ص 124 . ( 2 ) . الحيوان ، ج 1 ، ص 38 . « و قد نقلت كتب الهند و ترجمت حكم اليونان و حوّلت آداب الفرس فبعضها ازداد حسنا و بعضها ما انتقص سيئها . . . » .